|
* درهر مرحله ای که باشید می توانید به انچه که می خواهید دست یابید. * برای هر تغییری به ویژه دراغاز به مبارزه طلبیده می شوید. * منشاء تمام افکار و حرکات ماه چگونه دیدن خویشتن است. * تصویر ذهنی انسان از خویشتن تعیین کننده هسته ی توجه اوست. * ذهن بشر معمار بدن او و بدن بازتاب اندیشه های اوست. |+| نوشته شده توسط دوست شما در دوشنبه 9 شهریور1388 و ساعت 1:4 حس دریافت کردن شامل احساسی است که هنگام دریافت خواسته هایتان تجربه می کنید، داشتن احساس خوشایند شما را در فرکانس انچه که خواسته اید قرار می دهد. |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 22 مرداد1388 و ساعت 2:18 باور
باور کردن به این معناست که شما در عمل،
صحبت کردن و فکر کردن به گونه ای باشید که انگار انچه را خواسته اید دریافت کرده
اید چرا که این فرکانس شما باعث می شود شرایط و حوادث به گونه ای به حرکت در ایند
که شما به خواسته خود برسید.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در دوشنبه 12 مرداد1388 و ساعت 1:31
افکار شما تعیین کننده فرکانسی هستند که می فرستید و احساسات شما سریعا به شما می گویند بر روی چه فرکانسی هستید که چیزهای بد بیشتری را به سوی خود می کشید.بر عکس وقتی احساس خوبی دارید به شکلی نیرومند در حال جذب چیزای خوب به سوی خودتان هستید.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در شنبه 3 مرداد1388 و ساعت 0:34 احساسات
برای انکه بدانید در هر لحظه چه فکری در سر دارید از خود بپرسید چه احساسی دارید؟ احساسات و هیجانات ابزارهای ارزشمندی هستند که از طریق انها می توانیم سریعا به افکارمان پی ببریم.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 2 مرداد1388 و ساعت 1:33
افکار کنونی شما زندگی اینده تان را به وجود خواهد اورد و هرچه بیشتر به انها فکر کنید وتمرکز کنید همان ها هم در زندگیتان اشکار خواهد شد.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در دوشنبه 29 تیر1388 و ساعت 0:33 جذب2
افکار ما خاصیت اهن ربایی دارند و وقتی در حال فکر کردن هستیم افکار خودمان را با فرکانس خاصی به دنیا می فرستیم و انها چیزهای مشابه خود را به طرف خود می کشند. هر چیزی که از منبعی خارج می شود به منبع خود باز می گردد که منبع همان شما هستید.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در شنبه 27 تیر1388 و ساعت 2:11 جذب1
قانون کشش بیان می کند که هر چیزی مشابه خودش را به سمت خودش می کشد بنابراین وقتی در مورد چیزی فکر می کنید مشابه ان را به سوی خود می کشید.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 26 تیر1388 و ساعت 2:19 جذب
قانون جذب درست همانند داستان غول چراغ جادو و علاءالدين است، هر دستوري و خواسته اي كه داريد بخواهيد او هم انها را برايتان فراهم مي كند. |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 25 تیر1388 و ساعت 1:6 افکار غالب در ذهن شما یک اهن رباست که هر چیز مشابهی را به طرف خود می کشد و در نتیجه طرز فکر شما، باعث می شود چیزهای مشابه به طرف شما جذب شود (چارلز هانل) هر یک از افکار شما نیروی واقعی و عظیمی در خود دارد (پرنتیس ملفورد)
|+| نوشته شده توسط دوست شما در چهارشنبه 24 تیر1388 و ساعت 1:49 حس قدرتی
حس عشق و گرمی را در خود توسعه دهید. باور اصلی و فوق العاده ای که به سازگاری داریم برخاسته از معجزات است. تمامی ارتباطات یا پاسخی عاشقانه است یا در خواستی برای نجات. اگر شخصی با حالت به هم ریخته ای چون عصبانیت به طرف شما اید و شما در مقابل با عشق و گرمی با او برخورد کنید سر انجام حالت ان شخص تغییر خواهد کرد و شدت ان از بین خواهد رفت. |+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 19 تیر1388 و ساعت 3:1 علائم حرکتی
احساسات ازرنده ای چون خستگی، بی صبری، معذب بودن، پریشانی یا شرمندگی برای شما پیغامی منفی می رسند که چیزی درست نیست چه اینکه طرز فکر شما در ان موقعیت سبب ازردگی شما شود یا اینکه کارهای اخیرتان شما را در موقعیت خوبی قرار نداده باشد. راه حل 1) روش احساسی و کاری که می خواهید اکنون انجامش دهید را مشخص کنید. 2) کارهای خود را تغییر دهید و انها را اصلاح کنید اگر می توانید بلافاصله روش احساسی تان تغییر دهید یا اگر می توانید در نتایج بدست امده تغییر ایجاد کنید، سعی کنید از روش متفاوتی بهره گیرید. |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 18 تیر1388 و ساعت 14:7 تاثیر احساسات2
هر زمانی که حس خوشایندی نداشتید پنج گام برای شما وجود دارد که به سرعت از ان درس گرفته و از علائم حرکتی استفاده کنید. 1) انچه را دقیقا حس می کنید را مشخص کنید. 2) از احساسات خود تمجید و قدردانی کنید اگاه باشید که در بعضی از مواقع احساساتتان به شما کمک می کنند از طریق ندای حرکت تغییر مثبتی را ایجاد کنید. 3) کنجکاوی کنید. بدانید که حس مورد نظر برای شما پیغامی را در بردارد تا بتوانید چیزی را تغییر دهید.ایا به این نیاز دارید که پنداشت و روند کاری خود را تغییر دهید. 4) مطمئن شوید که می توانید این حس را بلافاصله کنترل کنید زیرا این کار را چندین بار قبلا انجام داده اید. زمانی را به یاد اورید که با موفقیت این حس را کنترل کرده اید واز کاری که در قبل انجام دادید الگو گرفتید تا بتوانید از درسهای ان در اینده استفاده کنید. 5) هیجان داشته باشید وو کار خود را شروع کنید. |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 18 تیر1388 و ساعت 1:44 تاثیر احساسات1
بهترین راه برای کنار امدن با احساسات منفی چیست؟ چندین پاسخ مشترک برای این سوال وجود دارد. شما می توانید احساسات خود را نادیده بگیرید. البته که انها از شما دور نمی شوند می توانید انها را سر کوب کنید اما در مواقع دیگر دوباره ایجاد می شوند. می توانید تسلیم انها شوید و برای خود تاسف بخورید اما این نیز کاری را بهتر نمی کند. شما می توانید با گفتن«شما فکر می کنید که ان را بد کرده اید؟ من ان را بدتر خواهم کرد» به مبارزه با احساسات خود برخیزید. البته هوشمند ترین نکته، تغییر انها به کمک کنار امدن باموقعیت ها، جستوجوی راه حل واموختن از انها و بکارگیری انها برای ارتقای زندگی خود و کسانی که به انها نزدیک هستند می باشد. |+| نوشته شده توسط دوست شما در چهارشنبه 17 تیر1388 و ساعت 2:39 تاثیر احساسات
شما سرچشمه احساساتتان هستید. در هر لحظه می توانید احساسات را ایجاد کنید یا انها را تغییر دهید. بنابراین چرا این کار را انجام نمی دهیم؟ برای بیشتر ما احساس بد داشتن طبیعی است با این وجود باید برای احساسات خوبمان دلیل بیاوریم. می توانید به راحتی تصمیم بگیرید که از هم اکنون احساس خوبی داشته باشید زیرا شما موجودی زنده اید و می خواهید که اینگونه باشید شما نباید منتظر کسی یا چیزی بمانید. |+| نوشته شده توسط دوست شما در سه شنبه 16 تیر1388 و ساعت 1:33 لغت موفقیت3
نه تنها کلمات تاثیر قابل توجهی دراحساسات ما دارند بلکه مجموعه خاصی از کلمات، کلماتی که از انها بعنوان استعارات استفاده می کنیم، نیز تاثیر غیر عادی و شدید دارند. به عنوان نمونه ممکن است بگویید« از دست فلانی عصبانی ام» یا می توانید از این استعاره استفاده کنید: « فلانی از پشت به من خنجر زده است» کدام عبارت شدت بیشتری دارد؟ بی شک عبارت خنجر زدن بیشتر روی شما تاثیر می گذارد. هنگامی که از استعاره استفاده می کنید تجربه واقعی تان را توصیف نمی کنید بلکه ان را به گونه ای دیگر بیان می کنید.اغلب استعارات ما شدید تر از حقایق هستند، فلانی دقیقا چه کاری کرده بود؟ شاید به قول خود عمل نکرده بود، اما تفاوت بزرگی بین ان کار و عبارت خنجر زدن از پشت وجود دارد ایا این طور نیست؟ از چه استعاراتی همیشه برای توصیف تجارب دردناک یا خسته کننده استفاده می کنید؟ |+| نوشته شده توسط دوست شما در شنبه 13 تیر1388 و ساعت 12:57 لغت موفقیت2
افراد با دایره لغتی محدود خود اغلب در زندگی فقیرانه ای به سر می برند افرادی که دایره لغتی غنی تری دارند تخته رنگارنگی از رنگ ها در اختیار دارند که با ان می توانند تجارب زندگی شان را نه فقط بخاطر دیگران بلکه بخاطر خود رنگ امیزی کنند. امروز چه کاری می توانید برای گسترش تخته رنگ احساسی تان انجام دهید؟چه کلمات سازننده و از لحاظ عاطفی بالا برنده ای را می توانید به لغت های معمول خود اضافه کنید؟ اگر بطور مستمر از این کلمات چه کسی را می شناسید که زندگی پر شور و شوق و سراسر شادی را دارد؟ انها برای توصیف تجارب زندگی شان از چه کلماتی استفاده می کنند تا شما بتوانید از انها الگو برداری کنید ویا خود را با بعضی از ان الگوهای عاطفی مثبت هماهنگ سازید؟ |+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 2:25 لغت موفقیت1
زبان تا چه اندازه در شکل دادن به تجارب زندگی ما اهمیت دارد؟زبان نقشی کاملا اساسی در این امر دارد کاملا روشن است که کلماتی که به تجاربمان نسبت می دهیم جزئی از تجربه ما خواهند بود.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 12 تیر1388 و ساعت 1:45 لغت موفقیت
بیبشتر ما در انتخاب کلماتی که همیشه برای توصیف تجارب زندگیمان استفاده می کنیم نا اگاهیم اغلب کلماتی را بر می گزینیم تا بدون فکر کردن راجع به احتمالی انها بر روی ما یا دیگران احساسات ما را توصیف کنند این کلمات بخشی از کلمات معمول ما شده اند ودر عمل احساس ما را نسبت به زندگی را شکل می دهند. به عنوان نمونه بیشتر مردم بطور مرتب از کلماتی در زمینه حقارت یا افسردگی برای کلیه تجارب نا خوشایندشان استفاده می کنند. کلماتی را به زبان بیاورید که نه از مردم قدردانی کنند و نه انها را تحقیر کرده و مایه افسردگی شان شوند زاویه دید انها را مورد سوال قرار دهید هرچیزی انها را تحقیر و دلتنگ می کند زیرا انها این گونه کلمات را به هر نوع تجربه ای نسبت داده اند. گسترش دایره لغتی عاطفی تان تا جایی مهم است که کلماتی که بر می گزینند حالت عاطفی که شما می خواهید یا شایسته ان هستید را به وجود اورد. |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 28 خرداد1388 و ساعت 0:2 سوال همان جواب است
در بعضی از مسائل شما باید دست از سوال پرسیدن بکشید و عمل کنید. سوالاتی مانند زندگی من چگونه است و چه چیزی باید متعهد شوم؟ و چرا اینجا هستم؟ بسیار قو ی و نیرو بخش هستند اما اگر برای بدست اوردن پاسخی کامل به این در و ان در نزنید نمی توانید تا دور دستها جوانب سوال را بررسی کنید پاسخ عمقی به هر سوال اغلب پاسخی است که باید به ان اعتماد و نسبت به ان عمل کنیم بنابراین برای اینکه به نتیجه برسیم ابتدا تصمیم بگیرید که مهمترین چیز برای شما چیست حداقل در ان لحظه چیست و از قدرت شخصی خود بهره بگیرید تا پیگیر ماجرا شوید و کیفیت زندگی تان را تغییر دهید.
|+| نوشته شده توسط دوست شما در چهارشنبه 13 خرداد1388 و ساعت 0:38 قدرت سوال1
تنها چیزی که سوالات شما را محدود می کند باورتان در مورد چیز های شدنی است، باوری اساسی که بطور مثبتی سرنوشت ما را شکل می دهد. این است که اگر به سوال پرسیدن خود ادامه دهم مطمئنا به جواب خواهم رسید. این کار درست مثل به خطر افتادن است بازی کنید همه پاسخ ها انجاست وتمام کاری که شما باید انجام دهید این است که به سراغ سوالات درست بروید. |+| نوشته شده توسط دوست شما در دوشنبه 11 خرداد1388 و ساعت 14:12 قدرت سوال
چگونه زندگیتان را بلافاصله توسعه می دهید؟ از طریق کشف و الگو برداری از سوالات تکراری که از مردم می پرسید. اگر کسی را پیدا کنید که بی نهایت شادمان است می توانم تضمین کنم که به یک دلیل خوشحال است این شخص به جد روی مسائلی که اورا خوشحال می کند متمرکز شده است ومدام از خود سوالاتی می پرسند که چطور خوشحالتر می شوند. افرادی که از لحاظ مالی موفق هستند برای حفظ سرمایه از مردمی که کمی پیشرفت داشته اند و سود کرده اند سوالات متفاوتی را پرسیده اند. رسیدن به سطح جدیدی از موفقیت در هر بخش از زندگی در گرو سوال جدیدی است که شما از کسی می پرسید که خواهان ان بوده اید را به تازگی تجربه کرده است انچه شما. به یاد داشته باشید و بپرسید حتما به نتیجه خواهید رسید. |+| نوشته شده توسط دوست شما در شنبه 9 خرداد1388 و ساعت 1:22 سوال همان جواب است
نتیجه عمل زندگی من، نتیجه سوال پرسیدن است. چه عاملی مردم را وادار می کند کارهایی را انجام دهند؟ چه چیزی سبب می شود که افراد مطمئن به موفقیت برسند در حالیکه به نظر می رسد منابع کمتری نسبت به افراد شکست خورده در اختیار دارند؟ چطور می توانیم نتایج به دست امده را دو برابر کنیم؟ چطور می توانیم تغییرات اسانتر و سریعتری را نسبت به قبل به وجود اوریم؟ چطور می توانیم کیفیت زندگی همه افراد را ارتقاء بخشیم؟ سوالات مهمی که زندگی شما را شکل می دهند چه هستند؟ |+| نوشته شده توسط دوست شما در پنجشنبه 7 خرداد1388 و ساعت 0:17 موثرترین راه برای کنترل تمرکزتان، استفاده از سوالات می باشد به ازای هرسوالی که مطرح می کنید ذهنتان جوابی برای ان پیدا می کند. به عنوان مثال اگر شما پرسیدید«من تقریبا چه سودی دارم؟» شما بین جواب مثبت و منفی سرگردان می شوید و گاها نمی توانید کمکی بکنید اما اگر بپرسید:«چطور می توانم این موقعیت را بهتر کنم؟» مطمئنا باید به گونه ای جواب بدهید که نشانگر اقدام مثبت و سازنده شما در این زمینه باشد. |+| نوشته شده توسط دوست شما در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 0:17 ایا بعضی از باورها قوی تر از بقیه هستند؟ کاملا اینطور است. سه سطح مختلف از اطمینان وجود دارد: ایده، باور و اعتقاد. ایده ها می توانند به اسانی تغییر کنند و بر اساس پنداشت های ناپایدار می باشند. باور ها قویترند زیرا انها براساس تجارب زیادیا تجربه هایی هستند که رگه های عاطفی دارند تضعیف این سطح اطمینان با پرسیدن سوالات جدید ممکن است. از طرف دیگر اعتقاد بوسیله چنین شدتی عاطفی تقویت می شوند که شخص معتقد نه تنها احساس اطمینان می کند بلکه اگر اعتقاد به زیر سوال برده شود ان شخص عصبانی شده و نسبت به هر بحث منطقی چشم بسته عمل میکند. اعتقاد می تواند بی نهایت سازنده یا بطور باور نکردنی ویرانگر باشد کدام یک از باور های شما ایده تان هستند در مورد کدام یبک حس قویتری دارید؟ ایا هریک از انها به سطح اعتقاد نزدیک هستند یا خیر؟
|+| نوشته شده توسط دوست شما در جمعه 25 اردیبهشت1388 و ساعت 0:44 |
|

